سلام دوستان عزیز
با اینکه خیلی از وبلاگم رو دوست دارم و از اسمش خیلی لذت میبرم ( یعنی = عشق و آزادی ) اما چون یه مقدار اسمش سخته و طولانی ، برای همین این وب لاگ رو تعطیل میکنم و از این به بعد مطالبم رو در وبلاگ جدیدم میگذارم با این آدرس :
و دوستان عزیزی که وبلاگ من رو لینک دارند - لطفا آدرس وبلاگم رو عوض کنند و این رو در لینکستان ( پیوندها ) خودشون قرار بدند .
و مطالبی که در این وبلاگ هست رو هم ؛ همه رو به این وب جدیدم منتقل میکنم .
یه عالمه مرسی



































نوشته شده توسط سانیاسین ... تائو در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 16:1 موضوع | لینک ثابت
چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند.
مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.
قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا كرده و خود را محكم گرفت.
گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم....
قدری پایین تر آمد.
وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت: ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دهم.
وقتی كمی پایین تر آمد گفت: بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه كشكی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یك غلطی كردیم، غلط زیادی كه جریمه ندارد.
كتاب كوچه
احمد شاملو
نوشته شده توسط سانیاسین ... تائو در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 13:34 موضوع | لینک ثابت

مشخصات كلی متولدین خرداد ماه:
اهل تنّوع ، واقعاْ باهوش ، سریعالانتقال ، متلّونالمزاج ، غیر پایدار ، عاشق كارهای فكری ، كنجكاو ، پرانرژی ، دارای شخصیّت دوتایی ، بیثبات ، دمدمی مزاج ، هرگز كار را تمام نمیكند ، عاشق مسافرت ، معاشرتی ، سر به هوا ، زرنگ ، قابل تطبیق با هر محیط ، پی به اسرار میبرد ، نا آرام ، در جستجوی مطالب جدید ، واقعاْ با سلیقه ، ماهر ، دارای قدرت فكری زیاد ، آدم شناس ، عاشق برنامههای كوتاهمدت ، منطقی ، عاشق حركت ، متنفّر از تقلّب ، عاشق كامپیوتر ، از كار طولانی خسته میشود، عاشق شطرنج ، زود جوش
در یكجا بند نمیشود ، نرم و غیرمستقیم حرف میزند ، قابل انعطاف ، عاشق مطالعه ، عاشق جمع مردم ، رنگارنگ ، دارای قوّه تخیّل زیاد ، خوش سر و زبان ، ماجراجو و بی ثبات ، شیك پوش ، غیر حسود ، گاهی شاد و گاهی غمگین ، گاهی پر حرف و گاهی خاموش ، نكته سنج ، اهل هنر ، خواهان وفاداری ، كم حرف ، آب زیر كاه ، اهل معاشرت ، رویائی ، بی قرار ، اصلاْ رویش حساب نكنید ، میل ندارد كسی از كارش سر در بیارد ، با انصاف ، بدقول ، اهل زخم زبان ، گاهی لجباز ، عاشق غذاهای تند .

مرد متولد خرداد
با ذوق، هنر دوست، غیر حسود و كمی بدقول، برای فرزندان پدری نرم و مهربان، در زناشوئی و معاشرت با زن اهل تنوع و ماجرا، خوش صحبت است، علاقه دارد كه مرموز جلوه كند، گاهی اهل زخم زبان، كنایه و آزار است. از شنیدن انتقاد از رفتار عاشقانهاش بیزار است.
زن متولد خرداد
زنی با چند شخصیت گوناگون، با قوه تخیل بالا، خوش سر و زبان و با سلیقه، ماجرا دوست و بیثبات، خیلی بیش از اینكه طالب عصبانیت شما باشد به شفقت شما نیاز دارد. عاشق تغییر و تحول است. مادری است شاد و خندان و بچههایش مانند خودش خود مختارند و روی پای خود میایستند.

نوشته شده توسط سانیاسین ... تائو در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 4:1 موضوع | لینک ثابت
دوستان عزیزم میتونند در این وبلاگ سوالات خود رو مبنی بر علوم ماوراء الطبیعه ، بپرسند و این جانب تا حد ممکن ( و بضاعت علمی ) پاسخ سوالات رو در همین جا خواهم داد . با سپاس
در پاسخ به سوالی از دوستان ، که در مورد احضار روح - شخص زنده - سوال پرسیده بودند :
به امید آن روز که همگان ، به بلندای بلند عشق صعود کنند
نوشته شده توسط سانیاسین ... تائو در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 13:6 موضوع | لینک ثابت
زندگی فقط موسیقی و رقص و آواز نیست، نیمه شب که از سالن آمفی تئآتر بیرون میآیی تحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن.وحال آن راننده تاکسی را بپرس ، حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی نداشت تا برای بچه اش لباس بخرد ، چک بکش و پنهانی توی جیب شوهر او بگذار . به نماینده خود در بانک پاریس دستور داده ام فقط این نوع چکهای تو را ، بی چون و چرا قبول کند اما برای خرجهای دیگرت باید صورتحساب بفرستی.
گاه و بیگاه با اتوبوس و با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن ودست کم روزی یک بار بگو : من از آنان هستم . تو یکی از آنان هستی.
دخترم : هنر پیش از آن که دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز میشکند .
دخترم: من خواهم مرد و تو خواهی زیست. امید من است که هرگز در فقر زندگی نکنی. اما اگر هرگاه دو فرانک خرج کردی با خودت بگو : دومین سکه مال من نیست. این مال یک فرد گمنام است که به آن محتاج است. برای پیدا کردن فقیران نیاز به جستجو نداری . این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خوب خواهی یافت . دل به زر و زیور دنیا نبند زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه این الماس بر گردن همه می درخشد .
اینها را گفتم ، اما بدان من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار میزنم . ولی بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال 10 سال پیش باشد . مال دوران پوسیدگی ! ! این 10 سال تو را پیرتر نخواهد کرد ! ! !
در دنیا جای کافی برای همه هست ، پس بجای اینکه جای کسی را بگیری ، سعی کن جای خودت را پیدا کنی.
واقعا معرکه است نکاتی که گفته به دخترش ، واقعا معرکه است
نوشته شده توسط سانیاسین ... تائو در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 1:41 موضوع | لینک ثابت
روش زندگی جنیان، مثل سایر حیوانات است و احتیاج به لباس و تهیه ی غذا ندارند و آزادند.
جنیان در سراسر نقاط زمین زندگی می كنند . جنیان دارای نیروی خاصی هستند كه مانع از برخورد اشیاء با آنان است .
جنیان به صورت خانوادگی زندگی می كنند و جا و مكان برایشان مطرح نیست. مانند انسان نر و ماده دارند و دارای دستگاه تناسلی هستند و جفتگیری می كنند.
بچه در شكم مادر پرورده میشود و مدت بارداری كمتر از انسان است و معمولا از هر شكمی بیشتر از یك بچه متولد نمی شود.
وضع حمل جنیان آسانتر از بشر است و رشد بچه نیز سریعترصورت می گیرد. زاد و ولد آنان كمتر از انسانهاست .
جنیان بعد از مرگ نیازی به گورستان ندارند و جسم مادی آنان از بین می رود. جن ها سرما و گرما و درد ندارند... اما از لذت و خوشی بهره مند هستند. با همدیگر الفت خارجی و خانوادگی دارند.
كار و شغلی ندارند و مثل سایر حیوانات برای خودشان بصورت آزاد می گردند
نوشته شده توسط سانیاسین ... تائو در شنبه دوم آبان 1388 ساعت 0:3 موضوع | لینک ثابت








نوشته شده توسط سانیاسین ... تائو در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 ساعت 9:25 موضوع | لینک ثابت
این مقاله مشروح ،
جمع آوری شده توسط خودم هست ، با استفاده از بیش از ده ها کتاب معتبر ،
این مطلب جمع شده است ، از این جهت توقع دارم که دوستان کپی بدون ذکر ماخذ
نکنند ، هرچند که راه تشخیص دادن افرادی که تنها مقالات را از سایتها و
وبهای دیگر کپی میکنند و به نام خود توزیع میکنند بسیار ساده است ، چون
علمی در اون جهت ندارند و به همین علت ، میشه با چندین سوال نه چندان سخت
هم ، فهمید که تنها مقاله رو کپی کردند .
جنیان دارای اجسامی لطیف ؛ شفاف و هوایی هستند ؛ یعنی زندگی در هوا نیز برای آنان امكان پذیر است؛ زیرا عنصر آنان از آتش است؛ همانگونه كه عنصر انسانها از خاك می باشد.
جنیان قادر هستند كارهای طاقت فرسایی را انجام دهند كه آدمی قادر به انجام دادن آن كارها نیست. جنیان با وجود اینكه در حالات كلی نامرئی هستند؛ اما چنانچه خود بخواهند می توانند در انظار آشكار شوند كه در اینصورت حتما ظهورشان برای آدمی بنا به مصالحی خواهد بود.
خلقت جن از سه عنصر آب؛ باد و آتش تركیب یافته است؛ اما خلقت انسان و حیوانات دیگر از چهار عنصر كه علاوه بر سه عنصر مذكور ؛ شامل خاك نیز می شود. نظر به اینكه جنیان عنصر خاك را ندارند؛ به همین علت قوه ی سنگینی و جاذبه زمین روی آنان اثر ندارد.
آل ؛ مردآزما ؛ بختك ؛ نیز تیره هایی دیگر از جنیان به حساب می آیند كه هیكل و قامتشان تقریبا به اندازه ی انسان است. شكلهای كلی آنان مثل انسان است. دو چشم؛ دو گوش ؛ بینی؛ دهان و ... دارند. جنیان مثل آتش سرخ رنگ هستند و در این نوع رنگ؛ شدت و ضعف دارند؛ یعنی سرخ تیره و سرخ روشن. چشم هایشان عمودی و پاهایشان كوتاه و گرد است و چیزی مانند سم می باشد؛ نه اینكه سم واقعی باشد.
نوعی از جن ها؛ خاكستری رنگ هستند و طبیعتی خشن دارند و معمولا تعرضات و حملاتی كه از سوی جنیان در مواضعی چون جنگل ها و بیابانها و كوهستانها به انسانها صورت می گیرد؛ از این تیره از جن ها می باشد.
نوع دیگری ازجن ها ؛ سفید رنگ و بسیار زیبا هستند؛ مانند انسان سفید پوست و چشم هایشان نیز مثل چشم انسان؛ افقی است.
همه ی جنیان مو دارند و مثل بشر رنگ های مختلف دارند؛ سفید ، سیاه، سرخ و... .
هیچكدام از جنیان دم و شاخ ندارند. صدا دارند و بیشتر از پنج حس ما را دارا هستند.
برخلاف انسان ؛ دستگاه گوارش ندارند؛ چون عنصر خاك در آنان وجود ندارد. مایعات جزء غذاهای آنان نیست و از هوا تغذیه می كنند؛ علاوه بر این از بوی غذاهای انسانها نیز می توانند استفاده كنند.
از یكی از اشخاص بزرگوار و موثق شنیدم كه گفت :
برای سیاحت و تفریح به یكی از مناطق سرسبز و خوش شمال رفتیم كه شبانگاه به پخت غذا مشغول بودیم.
ناگهان سنگ هایی به سوی ما پرتاب شد . من دانستم كه این سنگ ها از سوی جنیان پرتاب می شود و بخاطر این است كه بوی غذای ما به آنان رسیده است؛ فورا مقداری از غذا را برداشتم و به سمت و سویی كه سنگها پرتاب می شد بردم و در آن قسمت هایی كه حدس می زدم سنگها از آنجاها پرتاب می شوند؛ نهادم و برگشتم؛ فوری پرتاب سنگها متوقف شد؛ چرا كه جنیان از بوی غذاها استفاده می كنند.
_________________
ادامه دارد....
نوشته شده توسط سانیاسین ... تائو در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت 8:4 موضوع | لینک ثابت
این مقاله مشروح ،
جمع آوری شده توسط خودم هست ، با استفاده از بیش از ده ها کتاب معتبر ،
این مطلب جمع شده است ، از این جهت توقع دارم که دوستان کپی بدون ذکر ماخذ
نکنند ، هرچند که راه تشخیص دادن افرادی که تنها مقالات را از سایتها و
وبهای دیگر کپی میکنند و به نام خود توزیع میکنند بسیار ساده است ، چون
علمی در اون جهت ندارند و به همین علت ، میشه با چندین سوال نه چندان سخت
هم ، فهمید که تنها مقاله رو کپی کردند .
شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 5 )
در كتاب اسفار حضرت آدم ( ع )، آمده است كه اسم پدر جن ها، (( طارنوش )) بود و روزگاری كه فرزندان و نسل های او بر زمین زیاد شدند، خداوند دینی را برای آنان قرار داد و همه ی جن ها را به اطاعت و عبادت خود مامور و مكلف كرد. طارنوش و فرزندان و نسلهای او بر زمین زیاد شدند، خداوند دینی را برای آنان قرار داد و همه ی جن ها را به اطاعت و عبادت خود مامور و مكلف كرد. طارنوش و فرزندان و پیروانش احكام شریعت را قبول كردند و به آسودگی و خوشی روزگار می گذراندند و مدتی بدین منوال گذشت تا اینكه بنای عصیان و نافرمانی خداوند را پی انداختند و گناهكاری و خودبینی را در پیش گرفتند.
خداوند پس از اتمام حجت بر آنان ؛ همه را به عذاب دردناك گرفتار نموده و هلاك گردانید، بجز مومنان و ضعیفان كه همچنان بر طریق راست و درستی بودند. سپس خداوند از آنان شخصی * حلیایش *را والی گردانید و شریعتی جدید عطا كرد. وقتی كه یك دوره دیگری را طی كردند، چون اساس فكری جنیان بر شر بود، دوباره راه نافرمانی را در پیش گرفتند و به همین دلیل دچار خشم الهی شدند؛ و جز آن عده ای كه به راه راست مانده بودند، بقیه به هلاكت رسیدند.
پس از آن شخصی از جنیان به نام * ملیقا * حاكم آنان شد اما آنان نیز پس از گذشت روزگاری راه ناراستان را در پیش گرفتند و از این رو عذاب الهی بر آنان نازل شد و جزء قلیلی از آنان كه صالحان و كودكان جنیان بودند؛ همگی منقرض شدند.
كم كم از بقایای جنیان نسلهایی زیاد گردید و * هاموس * كه به زیور فضل و دانش و سداد آراسته بود حاكم جنیان شد و در طول عمرش به امر به معروف و نهی از منكر و اجرای احكام شریعت مشغول بود. پس از وفات * هاموس * ، اشرار جنیان ، كفران نموده و نافرمانی كردند. خداوند رسولانی نزد آنان فرستاد ولی هر چه تلاش كردند؛ جنیان همچنان نافرمانی كرده و هدایت نپذیرفتند وحكمت الهی اقتضاء كرد كه آنان را عذاب كند.
خداوند گروهی از فرشتگان را به جنگ با آنان فرستاد و با جنیان به جنگ پرداختند.
بیشتر جنیان در این جنگ كشته شدند و بقیه آنان نیز در جزایر و جنگل ها و صحراها متفرق شدند.
بعضی از جنیان در این جنگ به اسارت ملائكه درآمدند كه از آنجمله كودكانی بودند كه هنوز به سن تمییز نرسیده بودند.
ابلیس ( شیطان ) نیز چنانكه در قبل گفتم ، جزو اسیر ها بود. شیطان توسط فرشتگان به آسمان برده شد و در میان آنان ماند و توسط فرشتگان تربیت شد و روز به روز ترقی كرد تا آنجایی كه به مقام فرشتگان رسید.
و البته شیطان به مقامی رسید كه مجلس وعظ او ؛ در پای عرش الهی برقرار می شد و او بر منبری از یاقوت می نشست و علمی از نور بر بالای سرنصب می كردند. در مجلس او چندان فرشته حاضر می شدند كه تعداد آنان را جز خداوند ، كسی نمی دانست.
شیطان شش هزار سال به عبادت خداوند پرداخت؛ یعنی تا آن زمان كه ؛ هنوز امر خداوندی مبنی بر سجده بر آدم صادر نشده بود.
از سوی دیگر جمعیت جنیان پس از گذشت مدتی بسیار شد و بتدریج از جزایر و خرابه ها و مواضع نامسكون بیرون آمده و در سرزمین ها مسكونی و آباد ؛ روی آوردند. و از اطاعت خداوند و دین او ؛ درو افتادند.
ابلیس از خداوند تقاضا كرد تا به هدایت جنیان برزمین فرود آید. خداوند تقاضای او را پذیرفت و شیطان با جمعی از ملائكه از آسمان به زمین آمدند و گروهی اندك به اطاعت او در آمدند.
* سهلوب بن ملاتب * ماموریت یافت تا برای هدایت و ارشاد جنیان؛ نزد بزرگان آنان رفت. وی به موجب فرامین الهی عمل نمود ولی جنیان از بس كه طاغی و بی باك بودند؛ او را به شهادت رساندند و شیطان از این ماجرا بی خبر بود. نظر به اینكه مدت غیبت * سهلوب بن ملاتب * طولانی گشته بود؛ یكی دیگر از پاكان جن ماموریت ارشاد یافت؛ اما او را نیز به شهادت رساندند. هم چنین رسولان دیگری نیز متعاقبا ماموریت یافتند؛ اما آن ناپاكان همه را شهید كردند.
آخر الامر شیطان ؛ * یوسف بن یاسف * را به هدایت جنیان فرستاد و او خود را به آن قوم یاغی رساند؛ جنیان قصد جان او كردند؛ اما * یوسف بن یاسف * از چنگ آنان گریخت و برگشت و واقعه را به شیطان گفت. عزرائیل پس از اجازه از درگاه خداوند؛ با جمعی از فرشتگان به جنگ با جنیان پرداختند و بیشتر اهل طغیان از جنیان؛ كشته شدند وعده ای از آنان در عالم پراكنده شدند.
ادامه دارد ....
نوشته شده توسط سانیاسین ... تائو در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 6:19 موضوع | لینک ثابت


نوشته شده توسط سانیاسین ... تائو در جمعه دهم مهر 1388 ساعت 22:1 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
وبلاگ جدیدم
غلط زیادی كه جریمه ندارد !
مشخصات كلی متولدین خرداد ماه
پاسخ به سوالات 1 ღ احضار روح فرد زنده ღ
گزیده ای از وصیت چارلی چاپلین به دخترش
دست نوشته هاي من ( 26 ) ღ شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 7) ღ
پایکوبی کن ، بخند ، عشق بورز !
دست نوشته هاي من ( 25 ) ... /// شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 6 ) ///
دست نوشته هاي من ( 24 ) ... /// شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 5 ) ///
دست نوشته هاي من ( 23 ) ... /// چرا عاشق نمی شویم ! ///
درباره وبلاگ

ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
ღღღدست نوشته نخستღღღ
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
بشریت با دو بال عشق و آزادی میتواند اوج را تجربه کند .
پس در اینجا عشق و آزادی را بیاب . که دو بال اوج توست .
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
آنچه در اين وبلاگ تحت عنوان
# دست نوشته # وجود
داره ، نوشته هاي خود من
هست . لطفا كسي بدون ماخذ
كپي نكنه # سپاس #
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
فهرست اصلی
دوستان
من در كلوب
پروفايل مدير وبلاگ
Epersia ( ريكي )
قانون طبيعت
دختر باران
تن پرنده ها گرم است
Education for Life and Death
عشق و عاشقی
انجمن هنرهای ذهن و روح ایران
مهنوش
بزرگترين مرجع كليپ فارسي زبانان
گل تنها
اشو در سرزمینی بنام ایران
عاشقان اندی
بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار
ساحل مهربانی
تنها غریبه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
طراح قالب
POWERED BY